تبليغاتX
فقط دختر=ضد دختر

tinai

tina mojad&s.gh.t.m

tinai

http://tinai.blogfa.com

فقط دختر=ضد دختر

فقط دختر=ضد دختر

فقط دختر=ضد دختر

سلام
می خوام مدیریت وبلاگو بدم به 1کی دیگه از دوستم هم تشکر می کنم که تا اینجا با ما بوده حالا....؟! هرگونه کپی برداری از وبلاگ شرعا حرام.مگر با اجازه ی مدیر محترم وبلاگ.(بلاگفا)

فقط دختر=ضد دختر

ديگه لوازم ارايش جواب نمي ده!!!!!؟

ديگه لوازم ارايش جواب نمي ده!!!!!؟

من اين دفعه لوله تفنگ رو گرفتم طرف خودم.من قصد هاراگيري دارم با كلمات.اصلا من مي خوام خودم رو حلق اويز كنم با استدلال.

در راستاي زيباسازي شهرها كه به جايي نرسيد.مگر ايجاد پارك هاي ماه براي موشها.كساني {مي گن دخترا} به فكر زيباسازي و تغيير دكوراسيون افتادن اساسي.در راستاي همون زيباسازي،انواع و اقسام مدل ها،شكل ها و ريخت ها به وجود مياد.در فرايند تراشيدن بيني،چيدن نوك دماغ،به اهتزاز در اوردن گوشه سمت راستي چشم و رفع پنچري لب ها و زير چشم؟بعضي ها خودشون رو كشتن .فكر كن لبش شده مثل تاير كاميون بس كه بهش باد زده.چشاش افتاده تو سرازيري بس كه از اقصي نقاط صورت كشيدتشون{يعني چي حالا...}

از اونجايي كه پديده ماه شب چهارده بيني،مثل ويروس وبا در اذهان رسوخ كرده و همه مي خوان پنجه افتاب تشريف داشته باشن،روند تغيير دكوراسيون به شدت ادامه داره.

دو برابر سازي قد،ناخن،مو و لب و نيمه سازي گوش و بيني يعني چي؟

چرا يكي نميادبابت كاشت گونه،اضافه بنا محاسبه كنه؟

واما پس از صدور بي اثر اين همه فرياد و نك و نال بي نتيجه و بيهوده راهكار بي فايده تر ارايه مي نمايم{ادبيات رو داري كه بلدم اتو كشيده بنويسم}.

1-جهت پراندن حواس The girlsعزيز به مسايل ديگر.لطفا بذارين در حوزههاي تصميم و اجرايي بيشتر از اين وارد بشن.

2- راه مبارزه با گرايش هاي معمولي مثل كاشت نگين دندان.كندن طمع از نسل بانوان...يعني بذارن بانوان زندگي شون رو بكنن و كليه وظايف مدرن و سنتي رو از دوششون بردارن.

3-تغيير الگوي زيبايي هم جواب ميده.مگه چي مون از بقيه كمتره؟

4-از اونجايي كه خيلي ها جهت جلب خواستگار دست به انجام اعمال جراحي مي زنن.كور كردن چشم خواستگارها و مخدوش كردن بينايي شون هم جواب مي ده{بسازم خنجري نيشش ز پولاد...}

5-پول داري چرا عمل مي كني؟ماشين توپ و خونه ي OK جواب مي ده.

6-افزايش كارايي قيافه اصلي با استفاده از ابزارهاي سنتي و راهكارهاي شاعرانه كمان ابرويي،لب خندوني...

7-عاشق بشين تا در حال زيبا شدن بمونين.يعني بدون اين كه كسي STOP تون كنه،بدون اين كه لحظه اي متوقف بشين همين جور در حال زيبا شدن باشين.يعني مي گي وسايل ارايشي وارداتي كه كنار خيابون حراج شده جواب نمي ده؟

8-دوري از اينه ها و ساخت يك چهره خيالي...باور كن اعتماد به نفس مي تونه از دده مطبخي،مه پيشوني بسازه توسرتو كه بالا بگيري راه بري،ناخوداگاه دماغت سربال تشريف مي بره{بشكن اين اينه رو...}

9-خانوم بودن،اروم بودن و استفاده مكرر از كلمات چشم{هنوزم هم طرفدار داره بسي بيشتر از پيشتر.}

و سر انجام استفاده بهينه از امكانات موجود مثل زبون ريختن،پيشرفت شايان توجه در اشپزي و خانه داري و قربون صدقه رفتن.

اميدوارم با استفاده از راهكارهاي بالا بدون نياز به انجام اعمال جراحي خطرنك مورد توجه قرار بگيرين.ضمناMP3 كرن خواسته ها.گذشتن از حق تنفس،حيات،اظهار نظر،عواطف،خواب و خوراك هم بد جوري جواب مي ده.

شما مي تونيد با گذشتن از همه حقوقي كه فكر مي كنين تا حالا داشتين،تبديل بشين به يك دختر مورد توجه كه خواستگارها سرايدار اپارتمانتون رو جون به سر مي كنن.

نخواه نخور،نپوش و مهمتر از همه نفهم.اين اخريه رو بد جور دوست دارم.

البته اينا همه شوخي بود چون دخترها همشون ماهن چه با ارايش چه بي ارايش همشون مثل پنجه ي افتاب مي مونن حالا دفعه ي ديگه از پسرا مي نويسم چون از پسرا مطلب زياد هست گذاشتم اخر سر كه مفصل به حسابشون برسيم.

TINATINA تينا

+ نوشته شده در 5 Jul 2008ساعت 11 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
سلام

قشنگ در مورد این موضوع فکر کردم به نظرم رسید که بیخیال شم بهتره.

سهیل

فعلا

+ نوشته شده در 5 Jun 2008ساعت 8 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
توی حیطه ی من نیست ولی...
ببینین دوستان

به من گفتن که:

  مطالبی برای مسائل جنسی حالا مشکل و سوالو راهنمایی و از این جور حرفا بزارم

۱)اگه برای آموزش و راهنمایی باشه من چاکرتونم هستم چون جلوی یه سری چیزها گرفته می شه

۲)ولی اگه قراره با این جور حفا بخواییم داخل یه دریای لجن بیافتیم متاسفام

من به دوستان میگم که اگه موافقن تو نظرات بگن و همون شخص هم بگه؟

اگه درخواست کننده زیاد باشه می زارم

ولی در مورد یک سری حرفا که به من گفتن می گم که تا کی می خوایین دونبال این چیز های جنس مخلاف باشین

بیشتر حرف من به دختراس چون اون ها در این جور مسائل خیلی آسیب پذیرن از ما گفتن.

سهیل

 

+ نوشته شده در 1 Jun 2008ساعت 12 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
نظر
دوستان دارم توی ایام امتحانا آپ می کنم لطف کنین نظر بدین

یادمان باشد

سهیل

 

+ نوشته شده در 1 Jun 2008ساعت 11 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
جوجو کیه؟ استفهام انکاری
سلام به همگی

یکی که خودشام میدونه به من گفت که اصلا جوجو رو می شناسی؟: خب

می خواستم بگم که نه نمیشناسم

این عکسارو بدون تبلیغ وبلاگ گذاشتم دوستان حال کنن

ادامه در ادامه مطلب ۳عکس دیگه هم هست

سهیل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 1 Jun 2008ساعت 11 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
مسعود

سلام به همگي

من نميدوتم چي بگم؟

اخه الان هر كي اون كامنتاي مسعود بخون فكر ميكنه من كشته مرده ي اونم و چه كامنتايي واسش گذوشتم كه اون اين جوري نوشته؟؟!!!
ولي من...

سهيل و همه ي 2ستام منو مي شناسن كه چه ادمي هستم نه كه بگم از پسرا بدم مي اد نه من بين اونا و 2ستاي 2خترم فرقي نمي بينم ولي بعضي هاشون جنبه ندارن 1كيشون مثل همين اقا مسعود كه من هي باهاش راه امدم فكر كردم كه جنبه داره و فكر مي كرم اونم مثل بقيه ي پسرايي كه واسمون كامنت ميزارن با جنبس ولي خوب هميشه اون چيزي نيست كه ادم تصور مي كنه گاهي هم 2رست مثل الان مي بيني كه واقعييت 180 درجه با تصورت فرق داشته!!!اين جاس كه ديگه خيلي كفري ميشي!!!

نمي خوام تو مبلاگمون لج و لج بازي باشه.ما فقط اپ مي كنيم كه با همديگه اشنا بشيم و 1چند دقيقه اي با هم حال كنيم به شرطي كه 1 ادمايي نيان و شاديمونو خراب كنن.

ولي خودمونيم اين اقا مسعود از تابستون رو عصاب بود هي من حرفاشو جدي نگرفتم.ولي فكر ميكنه خيلي ادم باحاليو من هم خيلي 2ستش دارم.نمي دونم رو چه اساسي به اين نتيجه رسيده كه من عاشقشم؟؟؟؟؟ولي جالب واسم كه بدونم؟؟؟؟اخه1كامنتي كه من توش نوشته بودم كه وبلاگ خوبي دارين و موفق باشيد يعني اين كه من خيلي تو رو 2ست دارم؟؟؟؟و اينكه نصبت به من غيرتي بشه؟؟

اخه تو چي كاره ي مني؟من تو رو حتي 2ست خودم هم نمي دونم چون 2ستي لياقت مي خواد كه تو متاسفانه نداري!!!؟وقتي ادم مي خواد از تو بنويسه چه من چه سهيل چه اونايي كه واسمون كامنت مي زارن همش بايد بگيم متاسفانه!!!سعي كن 1جوري باشي كه بگيم خوشبختانه نه متاسفانه؟؟ديگه 1مدتي اين اقا نبودن تا اينكه باز امدن من هم كه حال كل كل ندارم و ازش مي خوام 2ر ما و وبلاگمونو خط بكشه.

راستي خيلي هاتون مي ايد مي گيد چرا اينقدر با پسرها لجيد؟؟؟؟؟؟

اينو بگم كه من با هيچ پسري لج نيستم و از هيچ پسر و 2ختري بدم نمي اد.

ولي از همتون ممنونم كه مي ايد و مي خونيد و نظر مي ديد و به ما كلي دل گرمي ميدي و ما هم سعي مي كنيم ديگه زود به زود اپ كنيم.

تينا

+ نوشته شده در 24 Apr 2008ساعت 5 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
برات متاسفم کاری که میکنیم به خودمون مربوطه ولی تو بسوز م.س.ع.و.د

سلام به دوستان عزیز بخونید نظر بدینا

نوشته م.س.ع.و.د

شنبه 10 شهریور1386 ساعت: 8:16

سلام
خیلی خوبه؟؟؟؟؟؟؟
من عاشق نشدم ولی یه حس غریبی نسبت بهتون داشتم؟؟؟
ولی فکر نگنم چیزه خاصی باشه؟؟؟؟؟
از حرفات خوشم اومد امیدوارم همه حرفات مثل حقیقت زلال باشه در این صورته که بهترین میمونی و...........
اجازه بده دیگه بیشتر از این به هم نزدیک نشیم (دیگه نظری نده ........) امیدوارم یه روز همه چی درست بشه ولی خواهشا فراموشم نکن
باهاتم خداحافظی نمیکنم چون مطمئنم........

 

این همون کسیه که حالاواسه ما شاخ شده میگه چرا ضد پسرید

من میگم یکی که از یه دختر بدش میاد چرا این حرفارو زده

برات متاسفم م.س.ع.و.د

سهیل

راستی همین جا میگم وبلاگشو وقت کنم هک میکنم قول میدم

+ نوشته شده در 22 Apr 2008ساعت 9 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
اقا مسعود بخون
سلام

اقا مسعود مثل این که من هی هیچی نمیگم شما ...........

دفی اخری باشه که واسی من كامنت ميزاريد چون اصلا دوست ندارم كامنتاتونو بخونم

مرسي

تينا

+ نوشته شده در 15 Apr 2008ساعت 2 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
شباهت 2ختر و پسرها!!!!!!!!!!!

شباهت 2ختر و پسرها!!!!!!!!!!!

1-هر 2تاشون فكر ميكنند جامعه دركشون نميكنه.

2-به 2تاشون اگر رو بدي پررو ميشن

3-هر 2تا شون ميتونن 2000000$تومنو رو در 2سا@ خرج كننن

4-هر 2تاشون با والدينشون دعوا دارن

5-مهمترين تغيير شخصيتشونه

6-2تاش.ن در ظاهر 2شمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن....

7-2تاشون از 2روع متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نميزنند

8-2تاشون تا سن 20سالگي 3بار عاشق ميشن و در عشق شكست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سر ميكنن و تو 40سال كه از رويا بيرون ميان و ميبينن 5-6تا بچه و بدبختي و بي پولي و...هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو كما وسكته ميزنند!!!!!

تیناهمتونو دوست دارم

+ نوشته شده در 15 Apr 2008ساعت 1 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
2ختر وپسرا

دخترها نمي تونند :

1-با داشتن دماغي تيركموني يا عقابي متاليك به جراح مراجعه نكنند!

2-با ديدن يكي از خودشون خوش تيپ تر ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند!!

3-با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60cmنپوشند و احساس قد بلندي نكنند!!!

4-روزي 24سا@ با تلفن حرف نزنن!!!!

5-روزي 30-40$تومن ات و خرت و پرت!!!!!

6-از مهموني و عروسي براي هم خالي نبندند و با خالي بندي لايه ي اوزون و پاره ندهند!!!!!!

7-با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگاي نكنند و فكر نكنندكه مادر زادي همينجوري بودن!!!!!!!

8-مطالب اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند!!!!!!!!

 

پسرهانميتونند:

1-با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند!

2-پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به ازدواج نيفتند!!

3-در مهمانيها و محافل خانوادگي احساس با مزگي نكنند و چرت و 1رت نگن!!!

4-ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و ... نكنند!!!!

5-كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كروات قهوه اي نزنند!!!!!

6-احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به ابجي كوچيكه گير ندن!!!!!!

7-از 9سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارن!!!!!!!!

8-مطالب نگند و از خودشون تعريف نكنند!!!!!!!!

تینا

+ نوشته شده در 15 Apr 2008ساعت 1 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
salam be hamegi omidvaram ke mano bebakhshi va inke biyam hamdigaro dost dashte bashim

ba arze pozesh va tasaf shadid byad begam ke bazi az pesarha va ya dostan khaily haris hastan va hyamishe mikhan ke ye jori ba yedokhtari ertebat dashte bashan va ya in ke az mehraboniye on dokhtar oeestefade konan va man az in babat moassefam!!!!!!!!!!!

soheil   soheil     soheil                                                                                        

+ نوشته شده در 25 Dec 2007ساعت 5 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
I LOVE YOU

سنگ قبرم را نميسازد کسي.مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين

دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد

نظر نظر نظر

+ نوشته شده در 26 Oct 2007ساعت 12 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
عشق من.

این فقط برای عشق منه . فقط

+ نوشته شده در 25 Oct 2007ساعت 10 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
آیااین رابطه ی دخترهاست؟ در این مورد نظر بدین

خیلی بده آدم اینجوری باشه

خودم موندم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظر ندین عکس نمی زارم

 

+ نوشته شده در 25 Oct 2007ساعت 9 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
حالا براتون يه سورپريز خفن دارم ...........يه تست روانشناسيه که بخونيد و انجام بديد و حالش رو ببريد
1-با دوست پسر خود طبق فاصله ي قانوني روي نيمکت پارک نشستيد که منکرات مياد بالاي سرتون

الف) دوست پسرتون بلند مي شه وميگه : " مگه از روي نعش من رد شيد بزارم زيدمو ببريد "

ب) دوست پسرتون فرار مي کنه و شما هم جز فرار راه ديگه اي نداريد

ج) دوست پسرتون فرياد مي کشه دست از سرم بردار بابا من زن و بچه دارم

2- با دوست پسر خود در يک کافي شاپ نشستيد ( مثلا طبقه ي دوم يه کافي شاپ نزديک کلانتري 15 ) و گارسون منو رو مياره

الف) پسره منو رو مي ذاره جلوتون و مي گه انتخاب کن عزيزم

ب) دوست پسرتون يواش مي گه من هر جا برم پيکمو خودم حساب مي کنم اينجام فقط يه ليوان آب پرتقال مي خورم

ج) دوست پسرتون يه چيزي سفارش مي ده که شما اسمشم نمي تونيد بگيد و تند تند مي خوردش و به بهانه ي اينکه بايد مامانشو برسونه دکتر جيم مي زنه و شما مي مونيد و ميز

3- با دوست پسر خود توي ماشين نشستيد که ناگهان يه 206 آلبالويي با 3 تا دختر  مشت و ضبط بلند ميان کنارتون

الف) پسره سرشو زير ميندازه و سرعتشو کم مي کنه تا رد بشن

ب) پسره سعي ميکنه بدون اينکه شما بفهميد از همون مسيري بره که اونها مي رن و چند تا شيرين کاري هم مي کنه

ج) در حالي که با يه دستش شما رو به زير صندلي فشار مي ده تا اونا شما رو نبينند با دست ديگه لايي مي کشه

4- داريد تو يه خيابون سوت و کور قدم مي زنيد و در مورد هوا صحبت مي کنيد که چنتا بچه ي شر بهتون تيکه ميندازن مثلا به پسره مي گن خوش به حالت

الف) دوست پسرتون در حالي که پشت به شما ازتون محافظت مي کنه شروع مي کنه به دعوا کردن و کتک خوردن

ب) جوري که شما بشنويد اما اون اوباش نشنون چند تا فوحش از اون خفن هاش نثارشون مي کنه

ج) در حالي که نمي تونه خندشو پنهان کنه مي گه راستي امرز چقدر هوا گرمه

5- با خونوادتون رفتيد به بازار واسه خريد که ناگهان دوست پسرتونو با خونوادش مي بينيد که اونهام اومدن خريد

الف) دوست پسرتون کنترلشو از دست مي ده و چنان نگاه نافذي به ضميمه ي يک لبخند لوس و شايد يه چشمک به شما تقديم مي کنه که بدجوري تابلو مي شه

ب) بدون اينکه به روي خودش بياره سعي مي کنه خونوادشو راضي کنه از همون مسيري که شما مي ريد حرکت کنن

ج) شما رو نمي بينه حتي وقتي واسش دست تکون مي ديد

6- شما يه تک زنگ مي زنيد به گوشيش

الف) کمتر از يک ثانيه بعد بهتون زنگ مي زنه و 2-3 ساعت با هم حرف مي زنيد

ب) 10 دقيقه بعد از تلفن عمومي بهتون زنگ مي زنه

ج) بهتون زنگ نمي زنه تا خودتون دوباره بهش زنگ بزنيد ( سايلنت بوده لابد نشنيده)

7- رفتيد خونه ي دوست پسرتون ( براي بجا آوردن سنت حسنه ي صله ي ارحام ) که اون شما رو تو اتاقش تنها مي ذاره تا مثلا گلاب بروتون بره دست به آب و شما از روي کنجکاوي کشوي ميزشو باز مي کنيد و ........

الف) يه فلش بک مي زنيد به 3 سال پيش که براش يه آدامس خريده بوديد چون از اون آدامسه تا آخرين کادوتون حتي نامه هاتون رو داره و حتي يه عکس که از بچگي هاتون که دو سال پيش خودتون بهش داديد

ب) تو کشوش کلي خرت و پرته که هيچ ربطي به عشق نداره

ج) توي کشو کلي نامه ي عاشقانست که هيچ کدوم خط شما نيست و کلي عکس که هيچ شباهت خواهري به پسره نداره

8- دوست پسرتون گوشي موبايلشو کنارتون جا مي ذاره و اين بهترين فرصته تا دفتر تلفن موبايلشو ديد بزنيد

الف) اولين نفر اسمه يه پسره که با الف شروع مي شه ولي شماره ي شماست

ب) فاميلي شما سر جاش به ترتيب حروف الفباست

ج) اسم شما به وضوح ديده مي شه البته بين 20 تا اسم دختر ديگه که اونهام به وضوح نوشته شدن ( احتمالا مثله بعضي ها اسمارو زوود يادش مي ره)

9- روز ولنتاين هست و شما از قبل همه چي رو آماده کرديد تا يه عصر دل انگيز رو با دوست پسرتون بگذرونيد

الف) همونطور که انتظار داشتيد بهتون زنگ مي زنه و باهاتون قرار مي ذاره و سر قرار بهتون يه گل هديه مي ده و موقع خداحافظي با يه کادوي خفن غافل گيرتون مي کنه. (عمرا اگه)

ب) يه شاخه گل يا شکلات با يه نامه ي عاشقانه کادوي شماست(اينم ازشون بعيده)

ج) وقتي بهش زنگ مي زنيد کاملا مشخصه که يادش رفته چه خبره امروز و وقتي از دستش ناراحتيد و پشيمون مي شيد که کادوشو بهش بديد متوجه مي شيد اصلا کادويي نداشته که به شما بده

10) براي اينکه امتحانش کنيد زنگ مي زنيد و بهش مي گيد که خواستگار داريد و بايد همه چي تموم شه

الف) گريه مي کنه و ... ( بقيشو نمي گم تا آبروي هر چي مرده نبرم)

ب) وقتي با ارزوي خوشبختي برات تلفن و قطع مي کنه به خودش مي گه حالا چه طوري دوباره مخ بزنم

ج) بعد از چند لحظه سکوت با صداي يواش مي گه " الان سر کلاسم بعدا زنگ بزن" ( من موندم صداي کي بود گفت حکم گيشنيزه ولي کلا بيخياله دوباره امتحان گرفتن بشيد بهتره )

************************************************

در تمام سوالات گزينه ي (الف) 5 امتياز و گزينه ي (ب) 3 امتياز و گزينه ي (ج) 1 امتياز داره

************************************************

نتيجه:

اگر امتياز شما کمتر از 30 شده :

دوست پسر شما اصلا شما رو دوست نداره . اگر شما هم اونو دوست نداريد خوب بهتره ديگه بهش زنگ نزنيد مطمين با شيد که يادش نمي افته يکي از زيدا کم شده . اما اگه خيلي بهش علاقه داريد بهتره به سراغ نزديک ترين فالگير , کف بين و جادوگر بريد ( تو اصفهان زياد پيدا مي شه) تا يه کم عرق مورچه رو با دم مار و چشم تمساح بده بهت تا بخوردش بدي بلکه عقلش بياد سر جاش......

اگر امتياز شما بيشتر از 30 شده :

هماي سعادت روي شونه شما نشسته و دوست پسرتون خيلي دوستون داره حتي ممکنه خر شه و باهاتون ازدواج کنه اما نظر شخصي من اينه که يه همچين معجزه اي بيشتر به درد کتابا مي خوره نه زندگي و زن و بچه مگه نه ؟؟؟؟؟؟

اگر امتياز شما دقيقا 30 شده :

سيب زميني همش گزينه ي (ب) رو زدي فکر کردي زرنگي به جرم تخلف امتحاني نمي توني دوباره امتحان بدي

نظر بدینا

 

+ نوشته شده در 25 Oct 2007ساعت 5 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
خواهران چند نوع داداش دارند
1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرن

2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره

 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه

 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه

 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سرقراربرسونه

6.داداشي که چشم ديدنشونداره(همون داداش واقعي خودش)

نظر بدین

+ نوشته شده در 23 Oct 2007ساعت 4 AM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
ولن تاين در جاهاي مختلف
ولن تاين در تبريز
- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !
- رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !
- رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ...
- خديجه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني ! منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم !حق مادري به گردن بچه هام دارم ...
- رحيم : ببين خديج من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟! کوتاهي شده از قبال من ‌؟!
- خديجه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟
- رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟! کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟ که من واسه تو ميگيرم ؟
- خديجه : اصن هر چي شوما بگي !به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور !
- رحيم : سيکتير بابا !

-----
ولن تاين در رشت
- ماري : هوووي مرتيکه کون گنده تو خجالت نميکشي ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشي مگه چي کار کردم ؟
- ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف؟؟؟ ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟
- ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره قضيه سر چيه !!!
- ماري : به تو ربطي داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم  !
- ماري : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده !خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ...دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ...
- ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !پاشو اون کون?? کيلويي رو تکون بده اون موبايل منـــو ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ...
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا به عباس آقا ميسپرم ... !!!

-----
ولن تاين در جواديه طهران (اونم با طاي دسته دار)
- بتول : آق ميتي ميدوني امرو چه روزيه ؟
- ميتي : دست کم گرفتي مارو مس که !خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندون ديه !
- بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ...توام که امام زيد بازايي ... !
- ميتي : خدايي ؟! پس کثافتکاري داريم امشب !
- بتول : اول کادو آق ميتي ...
- ميتي : واستا ... بيگير اينو بپوش ...خدايي کل مسجد شارو گشتم اينو پيدا کردم ...از رنـگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هولويي ميشي ! بترکونيم !
- بتول : ايول ! دمت گرم  آق ميتي !خداييش خيلي آقايي ! آخه کي ووولوووم تاين واسه زيدش مايو سه تيکه ميخره ؟ ها ؟
- ميتي : دهـــه ! اين جاي تشکرته ان ترکيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت که مثه اين مايو سه تيکه بشي ؟!
- بتول : اصن ميدوني چيه نخواستيم داداش ... به ما اين غلطا نيومده ...
- ميتي :‌ گو ميخوري نميخواي !مگه منو تو چيمون از اين بجه سوسولا کمتره که ووولووم تاين ميگيرن واسه هم ...
- بتول : باشه باااااا ! بيخيال ...
- ميتي : آها ايول بده بياد .... جووووووووون

 

+ نوشته شده در 22 Oct 2007ساعت 7 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
توجه توجه موضوع این هفته
سلام
لحظه هاي خوبي رو براتون آرزو ميكنم
اون هفته موضوع عشقي بود اين هفته هم عشقيه فقط با اين موضوع كه:
شما معني عشق به يه نفر رو چگونه مي تونين توصيف كنين؟
فقط اگه دوست داشتين شركت كنين
راستي در مورد موضوع  قبلي از يك كارشناس خواستم كه برامون صحبت كنه
پس هرچي زودتر نظر بدين تا بهتون جواب بدم
مرسي
+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
چگونه با يک پيکان قراضه مخ بزنيد(قابل توجه پسراي مخ زن)
1- وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه  !!!!!!  IQ البته چون دختري که رانندست حواسش به رانندگيه پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.

2-  تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد  احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد

3-   مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

4-  خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که منه نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!

5-   هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!

6- يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

7 -  سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه طرف هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل پسرا که نيستن که کارشون حساب و کتاب نداشته باشه...


خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!

به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟... درسته.......... اين کار شدنيه اما خيلي سخته!

اصلا بابا جان پسر عموي من توي زانتيا که ميشينه به زحمت ميره  مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته بزنه  اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟

 برو بابا.......... برو روتو کم کن.................

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
فرق دخترا و پسرا
 

دختر وقتي ميخواد بره بيرون . پنج ساعت و نيم آرايش ميکنه هفتاد نوع لباس عوض ميکنه . ده جور عطر به خودش ميزنه بعد ميره بيرون و يه ربع بعد بر ميگرده.
پسر وقتي ميخواد بره بيرون . يه ربع لباس مي پوشه و تا بفهمي چي شده سريع پريده توي خيابون و ده ساعت بعد بر ميگرده.

دختر وقتي ميخواد خريد کنه قيمت تمام اجناس مغازه رو مي پرسه طوري که فروشنده تصميم به خودکشي ميگيره و بعد هيچ چيز از مغازه نمي خره .
پسر اولين جنسي که توي مغازه ببينه ميخره و مياره خونه و مي پوشه بعد تازه متوجه ميشه که اندازش نيست

دختر بعد از پرسيدن قيمت کليه اجناس و قيمت شورت فروشنده اگه کمي فروشنده شانس داشته باشه تصميم به خريد يه جنس ميگيره و بعد وارد عمليات چونه زني ميشه .
پسر بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده ميده طوري که تا آخر ماه ته جيبش شيپيش مي مونه

دختر دو روز و نيم توي حموم ميمونه و عمليات تاکتيکي روي خودش انجام ميده.
پسر پنج دقيقه و سي و چهار ثانيه رکورد حمام رفتن ميزنه .

دختر براي تابستان کلاس کامپيوتر و زبان و تايپ و ........ رو انتخاب ميکنه.
پسر ماه اول تيکه انداختن به دختران گرامي . ماه دوم تور کردن . ماه سوم با عرض پوزش ......

دختر لباس چسبون ميپوشه تا حدي که فکر ميکني لباس خواهر کوچيکشو پوشيده .
پسر لباس گشاد تا اونجايي که سي و پنج نفر توش به راحتي جا بشن .

دختر موقع راه رفتن خودشو را طوري تکون ميده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر طوري راه ميره که از پشت احساس ميکنه يه شتر داره يورتمه امتحان ميده .

 

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
فرهنگ لغات مدرن
*آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود

آدم خوار : انساندوست افراطي *

*آدم مغرور : كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد :  يه وجب بلند تر

بزن

احمق : كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد *

*ادب :  يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج

نداشته باشد

*ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند

                 * *الكل : مايع گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را

اوراقچي :  تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند *

ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل*

تازه اش دارد رفتار كند

بز بيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد *

بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند *

بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند ، دختر ها دنبال شوهر *

چشم : عضوي كه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند *

*خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره

آتش نشاني بدود

*خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد

گذاشت

*دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود

*دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود

*رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است

*رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف

*زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال

*سو ء ظن : سعي در دانستن چيزي كه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي

دانست

*سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند

*عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد

*سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زني او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود

*سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود

*ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته

*مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خودش نمي داند

*معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود

*موش : خانم هايي كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند

*هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش

بخرد !

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
نامه اي به پدر

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود « براي پدر». پدر با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با سارا پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره.

پدر سارا به من گفت که ما ميتونيم شاد و خوشحال باشيم اما فقط احساسات مهم نيست ، پدر ، اون حامله است

. اون يک کلبه  توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه.......

سارا چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه . ما اون رو براي خودمون مي کاريم سارا براي همه کوکائينها و اکس تازي ها مشتري داره

در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، وحال سارا بهتر بشه

 اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،( جان)

 

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من طبقه بالا هستم تو خونه تامي

فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسم که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
اينم داستان يه عروسي خفن که از ما به شما نصيحت بخونيد خيلي با حاله ولي ببخشيد که يه کم طولانيه

در چنين روز خجسته و ميمون و شامپانزه اي همه دارن خودشونو هلاک مي کنن ، مادر زن و مادر شوهر که معلوم الحال هستند ،هر دو تو فکر اينن که چه جوري پوز همديگرو بزنن و بين فک و فاميل همديگرو ضايع کنن . پدر زن و پدر شوهر هم که آخر مرام ، اند رفاقت ، تيريپ صفا ، مشغول لاف زدن در مورد کسب و کارشونن . گاهي اين ميزنه پشت اون و اون تو دلش مي گه : مرديکه الاغ ... و گاهي اونميزنه رو  شونه اين و اين تو دلش مي گه : مرتيکه يابو ...... عروس و داماد عاشقانه زل زدن تو چشم هم و دست همديگرو محکم گرفتند و بين جمعيت که دارن خودشونو هلاک مي کنن ، آروم آروم تکون مي خورن ( انگار رو ويبرن) گاهي داماد يک آه حسرت بار مي کشه و عروس از خجالت مثل لبو مي شه و گاهي عروس چشماشو خمار مي کنه و داماد قلبش تاپ تاپ مي کنه و مي افته کف پاش . خاله شهين و عمه مهين و زن دايي پري و زن عمو زري و اَره و اوره و شمسي کوره ، دارن در مورد آخرين مد لباس و کفش مخ همديگرو مي زنن و گاهي اوقات هم واسه خالي نبودن عريضه طلاهاشونو به رخ هم مي کشن ، عمه مهين ميگه

: واي چه گرمه ، اين گردنبند الماس هم که 1 کيلو وزنشه ، گردنم داره مي شکنه ، هي به اين اسفندياري گور به گور شده مي گم انقدر واسه تولدم جواهر نگيرا ولي اين مرد حرف حاليش نيست که !!!!! و خاله شهين که حسابي لجش در اومده و حسادتش گل کرده مي گه : وا مهين جون چه جوري با اين شوهر بي سليقه سر مي کني تو ، اين که ديگه گردنبند نيست ، قلادس عزيز دلم ....

مادر بزرگ داماد که وحشتناک جو گير شده ، در حالي که پيژامشو گذاشته تو جورابش و سر تا پاشو حنا بسته ، هي مي پره وسط مهمونا تا برقصه ، هي نوه نتيجه ها مي يان مي برنش کنار و ميگن : عزيز جون اين حرکات موزون واسه قلبتون ضرر داره و هي عزيز جون مثل ذرت بو داده مي پره وسط ، تازه به همين حد که قانع نيست ، در حالي که با شدت تمام دنده عقب مي رقصه ، دستاشو مي بره به آسمون و رو به داماد مي گه

ننه گوربونت برم من ..... بعد تو اين هاگير واگير به طور ناغافل دستاشو مي زاره دوطرف صورت داماد و هي مي چرخونه اين ور مي چرخونه اون ور و شالاپ و شلوپ ، اينور تف مي ماله ، اون ور تف مي ماله ، بعد دستشو مشت مي کنه و در حالي که با تمام وجود مي کوبه تو سينه خودش به عروس خانم مي گه : ننه کرمت خوابيد؟ بيا اينم شاخ شمشادمون که دو دستي داديمش به تو !!! کوفتت بشه! از بچت بکشي الهي!!! و يه چشم غره مشتي هم به عروس خانم مي ره

مادر بزرگ عروس که خيلي خفن غيرتي شده و خونش به جوش اومده ، يه هزار تومني از تو جورابش در مياره و مثل تارزان مي پره وسط که مثلا" شاباش بده . اول مياد سمت عروس ، عروسو مي گيره بغلش و با گريه و زاري (تيريپ گريه) وسط مهمونا داد ميزنه که : واي خدا، نون و پنير آوردن دخترمون رو بردن ، نون و پنير ارزونيتون دختر نمي ديم بهتون

خلاصه به همت فک و فاميل زيپ دهن مامان بزرگ عروس خانم بسته مي شه . مادر بزرگ بعد از اين حرکات نمايشي و رزمايشي ، هزار تومني رو صدقه سر عروس خانم مي چرخونه و مي زاره کف دست آقا داماد بنده خدا . داماد هم که جا خورده و پيش رفيقاش و فک و فاميلاش ضايع شده ، واسه اينکه کم نياره و مردونگي به خرج بده ، خم مي شه و دست مادر بزرگ عروس خانم رو مي بوسه . مادر بزرگ هم که احساساتش به جوش اومده در حالي که همچنان گريه مي کنه مي گه

ننه جون، دخترمثل دسته گلمون رو سپرديم به دست تو ، جون تو و جون اون ، واي به حال خودت و جد و آبادته اگه يه مو از سر دخترکمون کم بشه ..... و اين بار نيز فک و فاميل با تلاش بي وقفه و با هزار بدبختي مادر بزرگ رو از صحنه خارج ميکنن و مي برن مي شوننش رو صندليش

تو اين هاگير واگير پدر داماد دنبال برادر داماد (پسر کوچيکش) مي گرده ولي پيداش نمي کنه ، اين ور و مي گرده ، اون ورو مي گرده ، ولي نه خبري از برادر کوچيکه نيست که نيست، پدر داماد ديگه به ذهنش نمي رسه که بره ته باغ و تو گلخونه رو بگرده . بعد از نيم ساعت سر و کله داداش کوچيکه در حالي که کبکش خروس مي خونه پيدا مي شه . صورتش يه خورده قرمزه ، به به به عجب رژلب خوش رنگي بوده لامصب !!! (يادم باشه شمارشو بپرسم از خانم)

خواهر عروس بيچاره ديگه خل شده ، تا حالا انقدر پسر خوش تيپ و با حال يه جا نديده بود ، انقدر به اين پسر به اون پسر زل زده ، چشاش مثل وزغ ورقلمبيده و زده بيرون و بگي نگي يه کوچولو هم قرمز شده . گاهي مي ره تو نخ اين پسره و گاهي به اون يکي راه مي ده . الهي بميرم براش که انقدر سر در گمه !!!!! 

خلاصه ، همه ول معطلن. موقع شام شده ديگه . عروس و داماد بايد برن سر ميز واسه فيلمبرداري . دست همديگرو گرفتن و خرامان خرامان در حالي که توي يه عالم ديگه هستن مي رن سر ميز . فيلمبردار هم مچلشون مي کنه ...... – از اين ور بياييد...... بشقاب برداريد.....اه نه بابا 1 قاشق بستونه ..... چه خبره 2 تا نوشابه برداشتيد ، يکي کافيه .... حالا از اين ور .... حالا بچرخيد ... نه نشد ، دوباره از اول ... آقا داماد يه قاشق غذا بزار دهن عروس خانم .... عروس خانم لطفا" به جهت حفظ منافع ملي ميهني بانوان ، آبروداري کن و دهنتو کمتر باز کن .... آهان ... حالا شد.... خلاصه عروس داماد تمام امواتشون مي ياد جلوي چشمشون تا يه لقمه شام بخورن . بعد نوبت مهمونا مي شه !!!! همونايي که تا 2 دقيقه پيش اند کلاس بودن و واسه هم کري مي خوندن و پوز همديگرو مي زدن ، تا مي گن بفرمائيد شام ، مثل قوم تاتار حمله مي کنن . مثل نديد بديدا مي ريزن سر ديس غذا ها ، يکي از هولش برنج مي کشه و تالاپ يه قلمبه ژله مي ريزه روش ،

يکي ديگه نمي دونه چيکار کنه و چي برداره ، سالاد و با ظرفش مياره سر ميز خودش و ...... ديگه تا تهش معلومه ديگه.........

 

بعد که همه به حد مرگ و اندازه 2 روزشون خوردند و شام تموم شد ،خواننده که شوخيش گرفته يهو بي مقدمه مي گه : خوشگلا بايد برقصن، خوشگلا بايد برقصن !!! آقا جمعيته که هجوم مياره وسط (عجب اعتماد به نفسي ، خوش به حالشون ) د برقص . خلاصه ديگه ساعت 2 نصفه شب شده ، صاحب عروسي به گه خوردن افتاده که بريد خونتون بابا ، جون مادرتون بريد ديگه ، هزار تا کار داريم . ولي نه همه تازه گرم شدن

 

. ساعت 3.30 بامداد يهو يه نفر از بيرون مثل شصت تير مي پره وسط مجلس و داد مي زنه : کميته ، کميته ، واي واي واي حالا ديدنيه ، همه دنبال سوراخ موش مي گردن ، معلوم نيست کدوم شير پاک خورده اي زنگ زده 110. برادران غيور نيروي انتظامي، با هيبت فراوان وارد مجلس مي شن . آقا ، کراواته که ريخته زمين ، روميزيه که سر خانم هاست

 

برادران نيروي انتظامي در کمال ادب و تواضع از مهمانان عزيز در خواست مي کنن که مثل بچه آدم و با زبون خوش و با پاي خودشون ، تشريف بيارن و سوار ميني بوس بشن . رو ميني بوس نوشته

مبداء : عروسي............ ..... مقصد : کلانتري ............ .. " در بستي"

 

 ديگه آخرشم که مي تونيد حدس بزنيد ، مي رن پاسگاه به صرف کله پاچه و يه استراحت کوتاه.....

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
دروغ دختر ها

تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا
من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره
از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه
من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري
من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم
من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد
خاطرت برام عزيزه = يعني بايد يه خاطره بشي
ديروز يكي بهم متلك انداخت = يعني بيا خواستگاريم

من به تو علاقه به اون صورت ندارم=يعني خيلي بي ريخت و بد هيکلي

فاصله بينمون خيلي زياده= يعني خيلي از مرحله پرتي

من الان تو موقعيت بدي هستم= يعني دلم يه جاي ديگه گيره

تقصير تو نيست تقصير منه=يعني عجب غلطي کردن با تو دوست شدم

من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم=يعني خبر نداري که چه کارايي کردم

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
پسر هاي امروزي

پسراي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا(اگه تونستي بخوني) هستند:

 هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با انها زندگي مسالمت اميز داشته باشيد

پسراي امروزي مثل کلاغ هستند:

 خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ علاقه زيادي دارند

پسراي امروزي مثل قورباغه هستند:

زبانشون از قدشون بلند تره

پسراي امروزي مثل سگ هستند:

ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!)

پسراي امروزي مثل الاغ هستند:

براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي

پسراي امروزي مثل جغد هستند:

 هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن

پسراي امروزي مثل گوسفند هستند:

 هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري

 

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
حال كنين

يکي پسرا راست مي گند يکي پينوکيو

يکي پسرا مهربونند يکي خرس مهربون

يکي پسرا  قشنگ راه ميرند يکي تنسي تاکسي?

يکي موهاي پسرا قشنگه يکي آنه شرلي

يکي خونه شما (پسرا ) قشنگه يکي خونه مادربزرگه

يکي پسرا سفيدند يکي سفيد برفي

يکي گوشهاي پسرا قشنگه يکي گوشهاي زي زي گولو

يکي پسرا خوشگلند يکي پلنگ صورتي

يکي پسرا زبلند يکي ملوان زبل

يکي ما و پسرا ا با هم خوبيم يکي تام وجري

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 3 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
مهريه در اعصار مختلف
عصر شکار: 20 کيلو گوشت دايناسور، 40 کيلو گوشت اژدها

نتيجه: دايناسورها منقرض شدند

عصر کشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي

نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس براي خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر و گرز آهني

نتيجه: افزايش شکستگي سر مردان به دليل تماس با گرز آهني

عصر بخار: 300 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم

نتيجه: کمبود آب و جيره بندي شدن آب

عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سکه طلا، يک اتومبيل و هرچي که با به پول برسه

نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد

عصر کامپيوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا

نتيجه: هرچي عروس خانوم مانکن تر باشه بهتره

نتيجه گيري کلي: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعني چي؟؟

حالا نتيجه گيري کلي کلي :

عامل اصلي انقراض دايناسور ها==> عروس ها

عامل اصلي کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلي ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلي کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلي افزايش ماشين هاي فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلي افزايش چاقي و افزايش بيماري ها==> عروس ها

اي ول به خودمون(خانم ها)

بابا ما اين همه کار ميکرديم خودمون نميدونستيم....(اِاِههههههههههمم).....

 

حالا نوبت عکس هاي اين هفته شده :

چه عروس داماد با مزه اي

ببينم ميتوني رو اين مبل بشيني

يه عکس خيلي خيلي با حال

ببين تروخدا چه جوري حموم ميکنن

چه بچه گنده اي.....

گاو موتور سوار ديگه نديده بوديم

واي دستش رو ببين

لاکپشت از نژاد گاوها

با اين قفل عمرا دزد بتونه کاري کنه

با اين هيکل ميخواد بازي کنه......

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 2 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
اندازه ی یه مو توجه کنید
سلام

یکبار گفتم که من آپ میکنم نه تینا خطاب به(آقا مسعود)

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 2 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
حالا اينو بايد اونايي بخونن که حسابي مايه دار هستن و دلشون ميخواد از راه ميانبر وارد دانشگاه بشن
قابل توجه کليه مايه داران و سوسول هاي عزيز

 

مي توانيد هر جهنم دره ايي که خواستيد دانشگاه قبول بشيد و بعد با يه تلفن يا يه مقدار پول که از طريق چک واريز ميشه به دانشگاه شريف راه پيدا کنيد

نکته : تراول چک جهت سهولت دريافت وجه نقد توصيه ميشود .

 

-اگه بچه مايه دار باشي احتمالا قبل از کنکور سوال ها به صورت بسته بندي شده و البته پاکنويس شده ئبا چاپ ليزري به دست شما ميرسه

نتيجه گيري :البته ما که به سواد بالاي شما شک نداريم ولي کار از محکم کاري عيب نميکنه .

 

- در صورتي که از مايه داري نميدوني چيکار کني ميتواني اصلا در کنکور شرکت هم نکني ولي مطمئن باشي که اسم شما در روزنامه قبولي ها هست .

نتيجه گيري:خريدن ريئس کل سازمان سنجش و ريئس دانشگاه به شما توصيه ميشه.

 

-اگر ريئس دانشگاه مقاومت کردو نپذيرفت ...شما سوسول جان کافي است مادرتون بياد و چند ساعت پشت درهاي بسته با ايشون مذاکره کنه تا همه چيز حل بشه .

نتيجه گيري : خيلي بي تربيت و بي غيرتي....

 

-بعد از آن ميتوانيد در سر کلاس ها حاضر هم نشي و اصلا امتحان پايان ترم هم ندي ولي شاگرد اول باشي

نکته:نشست مادرتان با کليه استاد هاي دانشگاه الزامي است.

نتيجه گيري : براي جلوگيري از بيماري تک به تک با مادرتان نشست کنند.

 

-و در آخر اگر از مايه داري در حال ترکيدن هستي اصلا توصيه ميشه نه کنکور بده نه دانشگاه برو ....شرکت پست برات مدرک فوق دکترا را با پست سفارشي ميفرسته.

نتيجه گيري: امان....امان....امان....هي بي پوليييييي

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 2 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |
شباهت هاي دخترا و پسر هاي ايروني
* هر دو تاشون فکر ميکنند زرنگترين آدمهاي دنيا هستند اما يه مگس رو هم نمي تونن سر کار بزارن

* هر دوتاشون در سن 18 سالگي با سيبيل در انظار عمومي ظاهر ميشن !!!

* هر دوتاشون از18 سالگي به بعد ابروهاشون نازک ميشه وديگه سيبيل در نميارن!

* هردوتا شون فکرمي کنن جامعه درکشون نميکنه

* به دوتاشون اگه رو بدي سوارت ميشن

* هر دو تاشون ميتونن 200.00 تومان رو در2 ساعت خرج کنند

* هر دوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارن

* مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغيير شخصيتشونه

* هر دوتاشون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه هم غش و ضعف ميره

* هر دوتاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نميزنن

* هر دوتاشون عاشق محمد رضا گلزار هستند ( با اين تفاوت که دخترا چون ممد جون خيلي خوشگله و شبيه خودشونه و بش  احساس نزديکي ميکنن دوسش دارن ولي پسرا چون ممد جون خيلي جيگر تشريف داره دوسش دارن ! واي مامانم اينا......)

* هر دوتاشون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست ميخورن! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سال که از رويا بيرون ميان ميبينن اطرافشون 5 – 6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و.... هستش واسه همين اين دفه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!

*وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!

* هم پسرها هم دخترها طرفدار سرسخت حضور خانم ها در استاديوم هستند (البته با نيت هاي متفاوت)

 

+ نوشته شده در 17 Aug 2007ساعت 2 PM توسط tina mojad&s.gh.t.m |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا